تو وبلاگ خوندن: اصلا نوشته ها رو نميخونن و فقط ميرن سريع تو بخش نظرات و يه نظر ميدن, نظرشونم اينشكلي: سلام وب خوبي داري واقعا عالي مي نويسي بهم سر بزن!تو طراحي قالب: از بس از كدهاي جاوا و از اين چيزا استفاده ميكنن كه با ADSL 512 هم وبلاگ بالا نمياد. يه موزيك ساسي مانكنم توش گذاشتن كه ادم در بين وبلاگ خوندن رقصش ميگيره!
موضوع هاي وبلاگها: اكثر وبلاگ ها تو موضوع عشق و شكست عشقي و خسته شدم و عاشق تنها و از اين چيزاست. تو اينجور وبلاگها كه اكثريت و تشكيل ميدن مثلا يكي از پستهاشون اينشكلي: مريييييييم دوستتتتتتت دارممممممم!
دروغ بزرگ: كجا از محيط وب بهتر. هر برچسبي دوست دارن به خودشون ميزنن. يكي ميزن دانشجوي نرم افزار خواجه نصير (در صورتي كه خواجه نصير رشته نرم افزار نداره). يكي ميزن انرژي هسته اي رو من غني كردم تو ايران و ... بعضي ها هم واقعا كارشون جالب. مثلا مينويس من مهندسي كامپيوتر هستم 18 سال دارم دانشجوي رشته مديريت بازرگاني هستم. (چون ميتونه CD رايت كن زده مهندس!)
بجز دانشگاه هاي صنعتي بقيه بوق!
اقا نمي دونم اين دانشگاه ازاد چه گناهي كرده هر كانديدي مياد حرف از تدوين ساختار درست اين دانشگاه ميزن! مگه پيام نور كارش خيلي درست يا مثلا علمي كاربردي؟
بدبخت ازاد دست كم يه كنكوره الكي ميگيره (البته دفترچه رو بگيري دانشجويي) اين پيام نور و علمي كاربردي چي همينطوري ميگن به به بفرماييد مهندس بشيد!
تو خيابون وليعصر راه ميري 200 تا برگه پيام نور ميدن دستت كه اقا جون مادرت بيا دانشجو شو!
حالا از اين حرفها گدشته, به نظر من بجز دانشگاه هاي صنعتي تو ايران بقيه بايد مكمل داشته باشن. يعني چي؟ يعني اينكه اكثر فعاليتهاي دانشجويي و رسانه اي توي اين دانشگاه هاست در صورتي كه بقيه دانشگاه ها ادم حساب نميشن!
تو بحث دانشگاه ها و ... خيلي حرف براي گفتن دارم. (يكي جلوم و بگيره)!
حدود يك ساعت ديگه بايد راه بيفتم برم دانشگاه. نمي دونم چرا استرس دارم!



