تبليغاتX
Image and video hosting by TinyPic
JavaScript Codes دنیای دختران . LOVE

خانه هامان سبز شد زین خسرو شیرین سخن

                       چون که او را شیر حق مولا علی دم ساز بود


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط شهین در 87/04/31 و ساعت |


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط شهین در 87/04/29 و ساعت |


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط شهین در 87/04/29 و ساعت |

نمايش زنده‌ي لباس هاي اسلامي-سالن حجاب/منا هوبه فكر-ايسنا

ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط شهین در 87/04/28 و ساعت |


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط شهین در 87/04/26 و ساعت |


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط شهین در 87/04/26 و ساعت |


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط شهین در 87/04/26 و ساعت |

پدر جان ، نگاه مهربان و صداي دلنشينت هميشه مرهم دل من در اين غربت است ، بدان كه براي من بهتريني . روز پدر مبارك باد


اس ام اس برای روز پدر ، اس ام اس مخصوص روز پدر ، اس ام اس ویژه روز پدر :

میدونی فرق روز پدر با روز مادر چیه ؟ روز مادر طلافروشی ها شلوغ میشه اما روز پدر جوراب فروشی ها . . . میدونی شباهتشون چیه ؟ پول هر دو از جیب بابا میره .

عکس هایی به مناسبت روز پدر :
ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط شهین در 87/04/25 و ساعت |


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط شهین در 87/04/24 و ساعت |


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط شهین در 87/04/24 و ساعت |

در ادامه عكس هاي بيشتر


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط شهین در 87/04/24 و ساعت |


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط شهین در 87/04/24 و ساعت |


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط شهین در 87/04/24 و ساعت |


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط شهین در 87/04/24 و ساعت |
قبل از ازدواج


پسر: بالاخره موقعش شد. خیلی انتظار کشیدم.


 دختر: می‌خوای از پیشت برم؟


پسر: حتی فکرشم نکن!


دختر: دوسم داری؟


پسر: البته! هر روز بیشتر از دیروز!


دختر: تا حالا بهم خیانت کردی؟


پسر: نه! برای چی می‌پرسی؟


دختر: منو می‌بوسی؟


پسر: معلومه! هر موقع که بتونم.


دختر: منو می‌زنی؟


پسر: دیوونه شدی؟ من همچین آدمی‌ام؟!


دختر: می‌تونم بهت اعتماد کنم؟!


پسر: بله.


دختر: عزیزم!

بعد از ازدواج


کاری نداره! از پایین به بالا بخون!

+ نوشته شده توسط شهین در 87/04/23 و ساعت |


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط شهین در 87/04/23 و ساعت |


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط شهین در 87/04/22 و ساعت |

نظر شما ؟

 

+ نوشته شده توسط شهین در 87/04/22 و ساعت |


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط شهین در 87/04/22 و ساعت |

بقیه در ادامه 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط شهین در 87/04/22 و ساعت |

+ نوشته شده توسط شهین در 87/04/22 و ساعت |

بيوگرافی مهناز افشار -  متولد 1356
مدرک: دیپلم علوم تجربی


شباهت بیش از حد او به فائقه آتشین (گوگوش) باعث شد تا قبل و بعد از اکران فیلم « شور عشق » به خواست خود سوژه اول مطبوعات باشد. بعد از مدتی جنجال مطبوعاتی و پس از توقیف فیلم « خاکستری » مدتی از او خبری نبود. تا اینکه پس از یکسال با بازی در فیلم « نگین » به سینما بازگشت.
او در سال 1383 سه فیلم بر پرده سینماهای تهران داشت که هر سه فیلم با استقبال مخاطبان روبرو شدند: « کما »، « 13 گربه روی شیروانی » و « زهر عسل ».
مهناز افشار از بازی در نقش کوتاهی در فیلم « سالاد فصل » نشان داد که توانایی هایی هم در اجرای نقش های متفاوت دارد. او در فیلم « آتش بس » توانایی هایش را به رخ همگان کشید.
مهناز افشار تا کنون همراه با محمدرضا گلزار در شش فیلم ظاهر شده که پنج تای آن از پرفروش ترین فیلم های زمان اکران خود بودند و دیگری در مرحله تولید است: کما، 13 گربه روی شیروانی، زهر عسل، آتش بس، تله که فیلم « کلاغ پر » در مرحله تدوین است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط شهین در 87/04/21 و ساعت |

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط شهین در 87/04/19 و ساعت |

کلمات در چت

معنی به فارسی

کلمه یا جمله اصلی

اختصار در چت

سلام

Hi There

Hi

حالت چطوره؟

How Are You?

HRU

سن/ جنس /مکان

Age/Sex/Location

ASL

چت را ترک کرده

has left the chat

poof

تا آنجایی که من می دانم

Az Far As I Know

AFAIK

به زودی

As Soon As Possible

ASAP

اه خدای من

Oh My God

OMG

دوست پسر

Boy Friend

BF

دوست دختر

Girl Friend

gf

راستی

By The Way

BTW

از طرف دیگر

On The Other Hand

OTOH

پیغام الکترونیکی

Email Message

EMSG

رو در رو

Face to Face

F2F

متشکر از شما

Tank You

TY

در هر صورت

In Any Event

IAE

عجب . فهمیدم

Oh I See

OIC

فهمیدم

I See

IC

به نظر من

In My Oponion

IMO

متاسفم

I`m Sorry

IMS

برای همیشه دوستت دارم

Love You Foreve

LYF

دوستت دارم

Love Ya

LY

دوستت دارم

I Love You

ILY

جهت اطلاع تو

For Your Information

FYI

به بیان دیگر

In Othere Word

IOW

شوخی می کنم

Just Kidding

JK

پوزخند شیطانی

Evil Grin

EG

خنده شدید شیطانی

Big Evil Grin

BEG

خنده

Laugh

L

خندیدن با صدای بلند

Laugh Out Loud

LOL

لبخند

Smile

S

از خنده رو زمین غلط زدن

Rolling On Floor Laughing

ROFL

از خنده رو زمین غلط زدن

Rolls On The Floor Laughing

ROTFL

پیغام خصوصی

Private Message

PM

بوسه بر گونه

Kiss On Cheek

KOC

بسه زدن و بغل کردن

Hug and Kiss

H&K

متشکر

Thanks

TNX

بوسه روی لبها زدن

Kiss On Lips

KOL

بعدا

Later

L8R

دعا کردن

Fingers Crossed

FC

زود جواب نامه را بده

Write Back Soon

WBS

جواب نامه را نده

Don't Write Back

DWB

برای مدت طولانی بی خبر بودن

Long Time No See

LTNS

الان بر میگردم

Be Right Back

BRB

زود بر میگردم

Be Back Soon

BBS

بعدا بر می گردم

Be Back Later

BBL

بعدا به تو می گویم

Talk To You Later

TTYL

به فکر تو هستم

Thinking Of You

TOY

تا دفعه بعد

Till Next Time

TNT

بعدا می بینمت

See You Later

SYL8TR

به زودی می بینمت

See You Soon

SYS

می بینمت

See You

CU

فعلا میروم

Gone For Now

GFN

از دیدن تو خوشحال شدم

Glad To See You

GTSY

از دیدن تو خوشحال شدم

Nice To See You

Nice 2 C U

دور از صفحه کلید

Away From Keyboard

AFK

موفق باشی

Good Luck

GL

فعلا خداحافظ

Ta Ta For Now

TTFN

خداحافظ

Bye Bye Now

BBN

خداحافظ

Bye For Now

BFN

+ نوشته شده توسط شهین در 87/04/19 و ساعت |
این روز ها شوهر خوب کم پیدا میشه.....

این قدر صبر کردیم تا یه شوهر خوب پیدا کنیم ولی حیف پیر شدیم و زیر پامون علف سبز شد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط شهین در 87/04/18 و ساعت |


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط شهین در 87/04/17 و ساعت |

اگه حسودا بذارن

میبرمت یه جایی

که ندونن کجایی

آخه تا کی جدایی

دوست دارم خدایی

نمیذارم غریبه

جامو تو قلبت بگیره

دستای تو رو بگیره

اگه میخواد بگیره

خدا کنه بمیره

جونم واست بگه دیگه طاقت ندارم

جونم واست بگه دیگه راهی ندارم

دل و بگیرو ببر هر جایی که خواست

جونم واست بگه تویی تنها ستارم

دوست دارم بدون تا وقتی زنده هستم

تا دنیا دنیاست به پای تو نشستم

نگو دوسم نداری میدونم دروغه

جونم واست بگه تویی تنها ستارم

اگه حسودا بذارن!!!

+ نوشته شده توسط شهین در 87/04/17 و ساعت |

اين يك گفت و گوي خواندني است كه در آن فرزندان مهران مديري به خيلي چيزها اشاره كرده‌اند. از خانه و زندگي و ماشين و محله پدرشان گرفته تا نظر و نگاه‌شان به كارهاي او تا برخوردي كه با بچه‌ها دارد و زمان‌بندي آمدن و رفتن‌شان و ساز و آواز در خانه و مار پيتون 5 متري و لباس‌هايي كه مي‌پوشند و سريال‌هايي كه دوست دارند و مشكلاتي كه به عنوان فرزند يك فيلمساز مشهور تحمل مي‌كنند و بالاخره تمايل پسر براي فيلمساز شدن و دختر كه به موسيقي و نقاشي علاقه دارد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط شهین در 87/04/15 و ساعت |


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط شهین در 87/04/12 و ساعت |


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط شهین در 87/04/12 و ساعت |


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط شهین در 87/04/12 و ساعت |


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط شهین در 87/04/12 و ساعت |


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط شهین در 87/04/12 و ساعت |

نشریه رویش متعلق به رشید پور در یکی از شماره های  خود اطلاعات جالبی از زندگی مهران مدیری منتشر کرده است. مدیری ۴۷ سال پیش در میدان بروجردی تهران به دنیا آمد .مدیری تحصیلات دانشگاهی خودرراز رشته تئاتر آغاز کرد ولی از ادامه آن منصرف شد.او از سویی علاقه مند نقاشی بود و از سویی عاشق موسیقی. محرومیت مهران مدیری پس از سریال ساعت خوش ،با عث شد علی رغم اصرار کیمیایی نتواند درفیلمهای سلطان وضیافت بازی کند .او هم اکنون قصددارد فیلم کشتی گمشده را کار گردانی کند .مدیری سه برادر دارد که دونفر آنها مقیم سوئد هستند و نفر چهارم هنر مند قابل اعتنایی درزمینه پیانو است.مهران مدیری فرزندی به اسم فرهاد دارد که دررشته موسیقی فعالیت می کند و درروزهای پایانی سال ۸۶ یک اتومبیل سانتافه ی خوش رنگ برای خود خریده است .

+ نوشته شده توسط شهین در 87/04/12 و ساعت |

استکهلمیان – تابستان امسال می توانید از تعطیلات خود بصورت کاملا لخت نیز لذت ببرید! روز جمعه 23 ماه مه اولین هتل لختی ها و یا به زبان دیگر "طبیعت گرایان" در شهر "اسکوروپ" واقع در استان اسکونه در جنوب سوئد دربهای خود را بر روی میهمانانش می گشاید.

خانم "اوا برومن" مدیر این هتل که آن را دو سال قبل به همراه همسر خود استفان خریداری و آماه بهره برداری کرده است می گوید: "تعدادی از اتاق های هتل از هم اکنون رزرو شده اند و رزواسیون های جدید مرتبا بدست ما می رسد".

این زوج ایده افتتاح هتل لختی ها را از هتل مشابه دیگری در جزیره "لانزاروت" که خود چندی قبل میهمان آن بوده اند کسب کرده اند. آنها می گویند: "بسیاری از انسانها بدون لباس احساس راحتی بیشتری می کنند. کسی نباید بواسطه بدنش احساس خجالت و شرمساری کند, بدن آدم بدن آدم است. در جهان هیچ چیز طبیعتی تر از بدن یک موجود زنده وجود ندارد". شعار این هتل:
Be as you are born
یا "همانگونه باش که متولد شدی" است. مدیر هتل در پاسخ به پرسش که آیا جهت بسر بردن در این هتل حتما باید لخت مادرزاد بود پاسخ می دهد:

"هیچ اجباری در این زمینه وجود ندارد. اما افرادی که در این هتل بسر می برند باید خود را آماده کنند که با دیدن میهمانان لخت هتل شوکه نشوند". وی اضافه می کند:

"هتل در یک محوطه سبز و بزرگ و دور از دید قرار دارد. تصور هم نمی کنم که کسی فقط برای تماشا به اینجا بیاید!".

نرخ یک اتاق دو نفره در هتل "هیلته بریا" برای یک شب 650 کرون سوئد (حدود یک میلیون ریال ایران) است. صرف صبحانه در بوفه هتل (آن هم لخت مادرزاد) و استفاده از تاسیسات دیگر هتل در محوطه ای به وسعت 120 هزار متبر مربع از دیگر خصوصیات این هتل است.

این هتل که در باغی سبز و زیبا به همین نام (هیلته بریا) واقع شده است روزجمعه 23 ماه مه افتتاح خواهد شد.

چنانچه از خوانندگان استکهلمیان بوده و در طی تابستان پیش رو از میهمانان این هتل خواهید بود با کمال میل جهت انجام یک مصاحبه (در صورت خواست شما بصورت ناشناس)  با استکهلمیان تماس بگیرید

+ نوشته شده توسط شهین در 87/04/12 و ساعت |
رئیس پژوهشکده زنان دانشگاه الزهراگفت : بدحجابی زنان موجب فعال شدن مردان در تولید مثل می شود. به گزارش آموزش نیوز شکوفه گلخو، رييس پژوهشکده زنان دانشگاه الزهرا ، داشتن حجاب را از ديدگاه فيزيولوژيكي امري ضروري و لازم می داند.

او در نخستین هم انديشي جشنواره دختران آفتاب که در آذرماه 1385 برگزار شده بود ‌گفته است:«در اسلام حجاب و پوشش براي زنان و فرو گرفتن نگاه براي مردان واجب شده است زيرا يكي از دلايل اين امر تاثير تصاوير تحريك‌كننده بر غده هيپوفيز مردان و فعال نمودن آن است» .

 به بیان وی، از نظر علمي با توجه به مقايسه سيستم‌هاي توليد مثل مردان و زنان و فعال‌تر بودن آن در مردان و با توجه به‌اينكه اين سيستم‌ها تحت تاثير هيپوفيز در مغز است مي‌توان نتيجه گرفت كه تصاوير تحريك‌كننده از طريق بينايي بر هيپوفيز مردان به شدت تاثير گذاشته و آن را فعال مي‌نمايد. به نظر می رسد چنین سخنانی در 2 سال گذشته مستندات اجرای «طرح امنیت اجتماعی» را فراهم ساخته است.

از سوی دیگر به گزارش ایسنا، عضو مجلس خبرگان رهبری روز 20 آذر 1386، مدرسه و دانشگاه را جامعه دوم پس از خانواده توصیف کرد و گفت: حفظ شئون اسلامی و رعایت حجاب در این مکان‌ها به ویژه دانشگاه موجب بالارفتن سطح علمی و معدل بالای دانشجویان می‌شود.

مهناز افشار در چادر عربی !

نظر شما ؟

+ نوشته شده توسط شهین در 87/04/12 و ساعت |

اعتماد :«چگونه مي توان يک... را دوست داشت» عنوان بيلبوردهايي است که چند روزي است در بزرگراه هاي شهر تهران خودنمايي مي کند. بر بالاي اين جمله طرح شطرنجي شده از چهره يک زن ديده مي شود؛ طرحي که عکس العمل هاي متفاوت و متناقضي را در فضاي واقعي و مجازي به دنبال داشته است. اين روزها در سنت تبليغات، به کاربردن جمله يي ناقص مد شده که ابتدا سوالي را براي شما ايجاد و جواب سوال را به بعد موکول مي کنند. برخي شهروندان تهراني اين جاي خالي را اين گونه پرکردند؛ چگونه مي توان يک بيمار مبتلا به ايدز را دوست داشت، چگونه مي توان يک همسر را دوست داشت، چگونه مي توان يک مادر، يک لباس، يک خانه را دوست داشت و حتي بعضي ها اين تبليغ را تلنگري براي شروع يک همايش مثل روانشناسي و مشاوره خانواده، تبليغ خوراکي و حتي کارخانه کاشي سازي و تبليغ يک فيلم دانستند. اما بعضي ديگر که تعدادشان هم کم نيست و با دقت تر به اين صفحه سفيد نگاه کرده بودند به جز اين جمله تصوير محو زني را ديده اند که در کنارش نوشته شده چگونه مي توان يک... را دوست داشت؟، تعبير اين افراد از اين تبليغ به گونه يي ديگر بود. خانمي 37 ساله و گرافيست درباره تعبير خود از اين تبليغ گفت؛ وقتي اين تبليغ را ديدم جا خوردم چون حس کردم مربوط به زنان ويژه است و با اين شيوه توجه همه را به خود جلب مي کند و با احساسات افراد خصوصاً زنان بازي مي کند. او در پاسخ به اينکه اگر اين تبليغ هيچ ربطي به زنان نداشته باشد، چطور، گفت؛ در هر صورت تبليغ هر چيزي که باشد از زن به عنوان يک ابزار تبليغاتي منفي و در شکلي بد استفاده کرده است و قابل توجيه نيست. سارا.هـ. هم مي گويد؛ در ظاهر مي خواسته اند با اين تبليغ کار فرهنگي انجام بدهند اما متاسفانه يک کار ضدفرهنگي کرده اند.

+ نوشته شده توسط شهین در 87/04/12 و ساعت |

مقدمه : خانم اجازه وقتی شروع به نوشتن این انشاء کردم مثله شب های گذشته برق رفت پس اگر انشایم بد خط و بی محتوا است ببخشید چون برق نبود .

برق چیز خوبی است اما فکر کنم آدم هایی که آنرا می سازند آدم های بدجنسی باشند چون دیشب که برق رفت بردار بزرگترم در حمام بود و خیلی عصبانی شد و داد زد و گفت اُه باز این چیز کش ها برق را قطع کردند اما من خیلی فکر کردم و دیدم که برق نمیتواند از جای بدی که برادرم گفت آمده باشد چون چندروز پیش اقدس خانم اینا اینجا بودند و اقدس خانم گفت که یک شب خواب دیده است به بهشت رفته و انجا ادیسون را دیده است که داشته با یاماها ۸۰ تک چرخ میزده و خیلی خوش و خرم بوده است و ادیسون به اقدس خانم گفته که از تمام دست اندر کاران برق را دعا و در آخرت شفاعت آنها را نیز میکند و من از اینجا نتیجه گرفتم که آدم هایی که برق را می سازند آدم های خوبی هستند .

اما من نمی دام که چرا اینقدر برق می رود چون چند وقت پیش که شما و آقای مدیر ما را برای اردو به نطنز بردید به ما گفتید که حلقه انسانی بسازیم و جشن بگیریم چون ما توی یک چیزی که هسته داشت و خفن هم بود خود کفا شده بودیم و یک آقایی هم آنجا بود که مو نداشت اما خوشگل بود و همش میگفت این چیز هسته دار خیلی برق دارد اما من فکر میکنم که هنوز خود کفا نشده ایم پس ما را هر روز به اردو ببرید تا جشن بگیریم و حلقه انسانی بسازیم تا بیشتر خود کفا بشویم تا دیگر برق نرود .

بنظر من برق ساختن زیاد دنگ و فنگ ندارد که حتماً نیاز به هسته باشد چون من دقت کردم و دیدم چشمان دخترتان رعنا هم برق دارد و من وقتی به آن نگاه میکنم یا به ان دست میزنم برق گرفتگی میشوم و یک جاهای من خشک میشود و من میخواهم وقتی بزرگ شدم رعنا را از شما خواستگاری کنم واز چشم رعنا برق به خارج و روستاهای دور افتاده صادر کنم و اگر تهش چیزی ماند یک سیم هم به خانه خودمان بدهم .

نتیجه گیری : ما از این انشاء نتیجه میگیریم که برادر من آدم بی ادبی است چون نوشتن انشای من تمام شده اما او هنوز در حمام دارد به آنهایی که برق را قطع میکنند فحش می دهد .

+ نوشته شده توسط شهین در 87/04/11 و ساعت |

دادشم میگه : یه روز ما سه پشته داشتیم با یک فروند cg125 میرفتیم رسیدیم به یه چهارراه که داشتند موتور گیری میکردند . جا بود واسه فرار اما یکی از دوستام گفت که با یکی از مامورای سر چهارراه آشناست و کاری به کارمون ندارند و میذارند بریم ما هم با یه اطمینانی وارد چهاراه شدیم بهمون ایست دادند خودمون کلاه کاسکت نداشتیم موتورهم  پلاک نداشت ،  گیر سه پیچ دادند که باید موتور بره پارکینگ اون آشنای رفیقمون هم جلو همکاراش جو گیر شده بود پیاز داغش و بیشتر میکرد خلاصه موتور رفت پارکینگ و ما بقیه راه و پیاده گز کردیم از اون روز به بعد کار هر کی گیر میفتاد بهش میگفتیم زنگ بزن به فلانی یه آشنا کلفتی تو نیرو انتظامی داره . تا همین اواخر هم تا میدیمش به روش می آوردیم و میخندیدیم از بابت پارتی کلفتی که تو نیرو انتظامی داره .

طرح موتور گیری به زبون ساده یعنی یه گاری میبندند عقب یه تویوتا میارند سر یه چار راه تا پر از موتورش نکنند رضایت نمی دند پر که شد می برند پارکینگ سریع خالیش می کنند باز میاند موتور گیری هر موتوری که تو پارکینگ باشه روزانه کنتور میندازه و سر حساب که بشی می بینی موتورگیری یه جور چاه نفته منتها نیاز با بشکه و پالایشگاه نداره .

امروز تو خیابون داشتم می رفتم یه موتوریه شیطون زد پس کلش سر موتورو آورد بالا، رو تکچرخ اومد اومد منم تو دلم گفتم ای ولا به این جون که تو این قالب نمی گنجه نزدیک چهار راه که شد دیدم سربازه داره میدوه سمت اون طرف خیابون که بگیرتش اینم سر موتور گذاشت رو زمین پیچید جلو منو چند تا ماشین دیگه که نزدیک بود همون جا تصادف کنه و ریق رحمت وسر بکشه اما هر چی که بود با ریسکی که کرد تونست بر خلاف جهت حرکت بقیه ماشینا فرار کنه و بره به سلامت .

چند وقت پیش بود که سر همین قضیه موتورگیری نیرو انتظامی گذاشت دنبال یکی از بچه محلا ، بدبخت اونم  فقط به این فکر می میکرد که فرار کنه و موتورش نره پارکینگ  تو حین تعقیب و گریزش خورد رو زمین  ، سرش خورد تو درخت و به رحت خدا رفت .

+ نوشته شده توسط شهین در 87/04/11 و ساعت |

عموی یکی از دوستام که اوضاع مالی خوبی هم داشت توشصت وچند سالگی زنش به رحمت خدا رفت بعد ازیه مدتی حاجی هوس تجدید فراش کرد هی می گفت من زن می خوام بچه هاش تحویلش نمیگرفتند اونم خودش دست به کار شد و یه خانم چهل وهفت ، هشت ساله واسه خودش پیداکرد.بقول رفیقم حاصل یه عمر تجربه رو گذاشته بود رو این انتخاب چون زن دومش از لحاظ شاسی و تیپ و قیافه یکه یک بود.
القصه این خانم ازاولش روپابودوقتی اومد خونه حاجی به لطف پولای حاجی وکلاسهای متعدد ایروبیک شناو… ودکتر پوستش روپا تر شد وچنان خودش و تودل حاجی جا کرده بود که حاجی صبح به صبح که می خواست از خونه بیرون بره بجای آینه توبرق چشمای خانم جدیدش کله تاسشو شونه میکرد وبعد از کلی لاو ترکوندن از خونه بیرون می رفت .
یه روز حاجی این رفیق ما رو تنها گیرش میاره و بحث ومیبره تو خاکی و با هزارجون کندن از این رفیق ما آمار نیرو زاهای جنسی رومیگیره اونم به راحتی جواب تموم سوالای عموجونش رو میده و در نهایت حاجی که می بینه این دوست ما چقدر رو این مسائل اشراف داره از اون می خواد که از هر مدل بهترین مارکشو واسش تهیه کنه .
دوست ما هم که  رایحه خوش خدمتی و پول به مشامش خورده بود اوامر عمو جونش و به سرعت جامه عمل پوشوند و همه چیز رو سوبل اون قیمتی که خریده بود پای عموش حساب کرد و به قول خودش یه شغل دوم پرمنفعت پیداکرده بود اما دیری نپایید که حاجی زیادی hot شد و واشر سر سیلندرسوزوند و حسابی آب و روغن قاطی کرد و درنهایت جام کرد و به رحمت خدا رفت .
این آخر کاری چنان دز مصرف و برده بود بالا که اثراتش حتی یعد ازمرگ هم باقی بوده چون واسه اینکه چیزی از زیر کفن پیدا نباشه تو غسالخونه مجبور شده بودند بعضی جاهاروباسیم آرماتوربندی به بعضی جاهای دیگه ببندند .
القصه بازماندگان که از رفتن ناگهانی حاجی که تا همین یک ماه پیش هم روپا و شنگول بود شکه شده بودند هر کدوم دلیل مرگ و به یک نحوی توجیه و تشریح می کردند اما فقط این رفیق ما می دونست که عموش جونشو رو چی گذاشت و خیلی هم ناراحت بود از چند بابت ، بقول خودش اگه عموش چندساله دیگه زنده مونده بود با پولی که از بابت خدماتی که می داد میگرفت صاحب خونه و زن و زندگی میشد .
نتیجه :
۱-ما اگه عاقل باشیم از متن بالا چند نتیجه اخلاقی میگیریم که یکی از یکی بهتر و مفید تره .
۲- و اما اگه ما عاقل نباشیم همون کاری رو می کنیم که اون خدا بیامرز کرد و همونجایی میریم که اون خدا بیامرز رفت  .

+ نوشته شده توسط شهین در 87/04/11 و ساعت |


Powered By
BLOGFA.COM





Google


در كل اينترنت
در اين سايت

سایت اموزش ایرانیان

آمار از 7/12/87 free counters

لینک های خنده دار