تبليغاتX
Image and video hosting by TinyPic
JavaScript Codes دختران LOVE عروس

نظر شما؟

+ نوشته شده توسط شهین در 88/03/09 و ساعت |

ام تکیده ایزابل کارو، در پوستر تبلیغاتی الیویرو توسکانی، عکاس ایتالیایی، دنیا را تکان داد. ایزابل کارو، کمدین فرانسوی ۲۵ ساله، ۱۰ سال است که از بیماری بی‌اشتهایی یا انورکسیا رنج می‌برد. بعد از ۱۰ سال، این اولین بار است که با وزن ۳۲ کیلوگرم، در مقابل دوربین قرار می‌گیرد و برای این که درباره این اقدام توضیح بدهد، هفته‌نامه سینه- تله را انتخاب کرده است.

به چه دلیل اندامتان را در این پوستر تبلیغاتی به نمایش گذاشتید؟

اندامی را که از آن متنفرم، به نمایش گذاشتم تا دختران جوان در سر تا سر دنیا و دست‌اندرکاران مد متوجه بشوند که دیکتاتوری لاغری، تا چه اندازه وحشتناک است. لاغری بیش از حد باعث مرگ می‌شود و لاغری یعنی همه چیز به غیر از زیبایی. من می‌خواستم رنج خودم را فریاد بکشم.
چطور با الیویرو توسکانی آشنا شدید؟

شنیده بودم که اولیویرو توسکانی برای کمپین ضد لاغری‌اش، به دنبال دختر جوانی می‌گردد که واقعاً به بیماری انورکسیا مبتلا باشد. چون خودم هم از ۱۰ سال پیش دچار این بیماری بودم، بلافاصله درگیر این کمپین شدم. اولیویرو توسکانی را چند ساعت قبل از عکاسی ملاقات کردم.

این کمپین را چطور دیدید؟

هدف این کمین نشان دادن واقعیت‌های دنیای مد بود. درست سایز من درست مطابق با مانکن‌هایی است که طراحان لباس به آن «سایز صفر» می‌گویند؛ یعنی کمتر از سایز ۳۴ زنانه.
بعضی از مانکن‌ها برای نجات خانواده‌هایشان از فقر به چنین شرایطی ادامه می‌دهند. سال گذشته در برزیل دو مانکن جان خود را از دست دادند. طراحان لباس، بی‌مسئولیت هستند و از دختران جوانی که حاضرند برای وارد شدن به دنیای مد دست به هر کاری بزنند، سوءاستفاده می‌کنند.


نظر شما درباره مد «پرو انا» یا طرفدار انورکسیا چیست؟

این موضوع شرم‌آور است. سوءاستفاده از دختران جوان و وادار کردن آن‌ها به غذا نخوردن و تبدیل کردن آن‌ها به یک شبح، جنایت است.

آیا تصویر شما می‌تواند باعث پیشگیری از گسترش این بیماری بشود؟
مسلماً. اگر من در زمانی که در اوج این بیماری بودم، یعنی در سن بین ۱۳ تا ۱۵ سالگی چنین تصویری را می‌دیدم، حتما به خودم می‌گفتم: «من نمی‌خواهم شبیه این دختر جوان باشم که بدنش مثل زنان پیر، تکیده است» امیدوارم که این پوستر تبلیغاتی بتواند جان دختر‌های جوان، حتی یک نفرشان را نجات بدهد.

آیا می‌دانید که نصب پوستر تبلیغاتی شما در فرانسه ممنوع شده است؟
خیر، نمی‌دانستم اما واقعا از این مسأله متأسفم. ما در فرانسه چشمان خود را به روی واقعیت بسته‌ایم. به عنوان مثال، دنیای مد، پشت پرده زندگی واقعی مانکن‌های معروف را نشان نمی‌دهد.ما در پشت صحنه مد، با آرایش صورت و آرایش مو و لباس‌ها، جنازه‌ها را پنهان کرده‌ایم.

چه طور به این بیماری مبتلا شدید؟

دوران کودکی من بیش از حد رنج‌آور و خاص بود و در این دوران ضربه‌های روحی شدید به من وارد شد

آیا هم‌چنان به این بیماری مبتلا هستید؟

تلاش می‌کنم خودم را نجات بدهم اما با روش خودم؛ در غیر این صورت شکست می‌خورم. من خیلی کم غذا می‌خورم اما هر بار بیشتر از قبل. این مبارزه‌ای است که هر روز باید به آن ادامه داد. من می‌خواهم در این مبارزه پیروز شوم، چون زندگی کردن را انتخاب کرده‌ام.

منبع : دوخت
dukht.com
+ نوشته شده توسط شهین در 88/03/05 و ساعت |
وبلاگ نویسهای ایرونی اینطوری وبلاگ و درك كردن:
تو وبلاگ خوندن: اصلا نوشته ها رو نميخونن و فقط ميرن سريع تو بخش نظرات و يه نظر ميدن, نظرشونم اينشكلي: سلام وب خوبي داري واقعا عالي مي نويسي بهم سر بزن!
تو طراحي قالب: از بس از كدهاي جاوا و از اين چيزا استفاده ميكنن كه با ADSL 512 هم وبلاگ بالا نمياد. يه موزيك ساسي مانكنم توش گذاشتن كه ادم در بين وبلاگ خوندن رقصش ميگيره!
موضوع هاي وبلاگها: اكثر وبلاگ ها تو موضوع عشق و شكست عشقي و خسته شدم و عاشق تنها و از اين چيزاست. تو اينجور وبلاگها كه اكثريت و تشكيل ميدن مثلا يكي از پستهاشون اينشكلي: مريييييييم دوستتتتتتت دارممممممم!
دروغ بزرگ: كجا از محيط وب بهتر. هر برچسبي دوست دارن به خودشون ميزنن. يكي ميزن دانشجوي نرم افزار خواجه نصير (در صورتي كه خواجه نصير رشته نرم افزار نداره). يكي ميزن انرژي هسته اي رو من غني كردم تو ايران و ... بعضي ها هم واقعا كارشون جالب. مثلا مينويس من مهندسي كامپيوتر هستم 18 سال دارم دانشجوي رشته مديريت بازرگاني هستم. (چون ميتونه CD رايت كن زده مهندس!)

بجز دانشگاه هاي صنعتي بقيه بوق! 
اقا نمي دونم اين دانشگاه ازاد چه گناهي كرده هر كانديدي مياد حرف از تدوين ساختار درست اين دانشگاه ميزن! مگه پيام نور كارش خيلي درست يا مثلا علمي كاربردي؟
بدبخت ازاد دست كم يه كنكوره الكي ميگيره (البته دفترچه رو بگيري دانشجويي) اين پيام نور و علمي كاربردي چي همينطوري ميگن به به بفرماييد مهندس بشيد!
تو خيابون وليعصر راه ميري 200 تا برگه پيام نور ميدن دستت كه اقا جون مادرت بيا دانشجو شو!
حالا از اين حرفها گدشته, به نظر من بجز دانشگاه هاي صنعتي تو ايران بقيه بايد مكمل داشته باشن. يعني چي؟ يعني اينكه اكثر فعاليتهاي دانشجويي و رسانه اي توي اين دانشگاه هاست در صورتي كه بقيه دانشگاه ها ادم حساب نميشن!
تو بحث دانشگاه ها و ... خيلي حرف براي گفتن دارم. (يكي جلوم و بگيره)!
حدود يك ساعت ديگه بايد راه بيفتم برم دانشگاه. نمي دونم چرا استرس دارم!

+ نوشته شده توسط شهین در 88/02/21 و ساعت |

نظر یادت نره


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط شهین در 88/02/12 و ساعت |

1. روز اول که دیدمش بدجوری بهم خیره شده بود. بعداً فهمیدم که چشماش چپه و داشته پیکان 57 رینگ اسپرت دو متر اونور تر رو نگاه میکرده!

2. یه آه از ته دل کشید. بعداً فهمیدم که آه نبوده و آسم داره.

3. بهش یواشکی یه لبخند زدم، ولی اون قیافه جدی مردونش رو عوض نکرد. این خودداریش واسم خیلی جذاب بود. بعداْ فهمیدم که خودداری نبوده، بلکه تاحالا تو کف اون پیکان 57 بوده و تازه متوجه من شده بود!!

4. آروم و با عشوه اومدم جلوش، دیدم تند تند داره بهم چشمک میزنه. کارش به نظرم با مزه اومد.
بعداً فهمیدم که تیک داره و پلک زدنش دست خودش نیست.

5. اومد یه چیزی بگه ولی از بس هول شده بود، به تته پته افتاده بود.
بعداً فهمیدم این بشر خدادادی هول هست و لکنت زبون داره.

6. سرش رو از شرمش انداخت پایین و گفت س س س سلام.
بعداً فهمیدم از شدت شرمش نبوده و میخواسته من دندونهای زردش رو نبینم.

7. بعد از یک سری اسم و فامیل بازی، ازم پرسید آخرین کتابی که خوندی اسمش چیه!؟ گفتم:
اَ...اَ...یادم نیست. گفت: چه جالب، نویسندش کیه!؟ از این تیکه بامزش خندم گرفت. بعداً فهمیدم که تیکه نبوده و بیچاره چیزی به اسم IQ اصلاْ نداره.

8. بوی عطرش بدجوری مستم کرده بود.بعداً فهمیدم بوی عطر نبوده، بلکه ...

9. بهم گفت بیا یه کم قدم بزنیم. این حرفش خیلی به نظرم رمانتیک بود. بعداً فهمیدم شاش داشته و میخواسته به سمت توالت عمومی حرکت کنیم.

10. ازش پرسیدم دانشگاه میری؟ گفت آره، مدرسمون تو دانشگاهه! از این شوخ طبعیش خیلی خوشم اومده بود. بعداً فهمیدم که اصلاً هم شوخ طبع نیست و منظورش مدرسه افراد استثنایی توی دانشگاه شهید بهشتی بوده!

11. بهش گفتم داره دیرم میشه. گفت اگه میشه شمارت رو بده که بهت زنگ بزنم، من هم دادم و اون هم شماره رو زد تو مبایلش. ولی هیچوقت زنگ نزد! بعداً فهمیدم کادوی تولد 30 سالگیش یه موبایل اسباب بازی بوده که همه جا با خودش میبردتش!

+ نوشته شده توسط شهین در 88/02/05 و ساعت |

بقیه عکس ها  در ادامه

+ نوشته شده توسط شهین در 88/02/05 و ساعت |

جنون زيبايی در ايران، دماغ‌های سربالا زير روسری

زمانی، مسافری از غرب نوشته بود: "زيبايی زنان ايرانی چنان خيره‌کننده است که هوش از سر بيننده می‌ربايد" ولی امروز چه چيز در ايران زيبا به شمار می‌رود؟ زيبا، هر آن چيزی ست که کانال‌های ماهواره‌ای نشان می‌دهند. زيبا، هر آن چيزی ست که در فيلم‌های هاليوود نشان داده می‌شود. امروز زنان ايرانی باور خود را به بی‌همتا بودن خويش از دست داده‌اند
اشپيگل آنلاين (۱۹ آوريل) در گزارشی که تنها به بخشی از زنان جامعه و به ويژه تازه به دوران رسيده‌هايی اختصاص دارد که در يک جامعه بی‌توليد و در يک اقتصاد بيمار، فقط مصرف می‌کنند، و تصويری به شدت نادرست از زنان غربی و زندگی در غرب دارند، زير عنوان کوتاه «جنون زيبايی در ايران» چنين می‌نويسد:

جنون زيبايی زير روسری غوغا می‌کند. زنان ايرانی برای برنزه شدن تا مرز بيهوشی زير آفتاب جزغاله می‌شوند و برای لاغر شدن جرعه جرعه سرکه می‌نوشند.
«ياسمين تيفنزه» از سالها پيش در ايران زندگی می‌کند و هنوز نمی‌تواند اين همه را درک کند. به يادداشت‌هايی از او از سرزمين هزار و يک عمل بينی توجه کنيد:
ممکن است در غرب درباره مانکن‌هايی که به بيماری لاغری و سوء تغذيه دچار هستند، بحث شود. در ايران اما رژيم گرفتن و عمل‌ زيبايی، شيک و مد به شمار می‌رود. امکان ندارد زنان در ايران همديگر را ملاقات کنند و يک برنامه رژيم غذايی رد و بدل نکنند و يا درباره آخرين عمل زيبايی که انجام داده‌اند، حرف نزنند. زيبا بودن در ايران، يکی از وظايف اصلی زنان است.

ولی واقعا چه چيز در ايران زيبا به شمار می‌رود؟ زيبا، هر آن چيزيست که کانال‌های ماهواره‌ای نشان می‌دهند. زيبا، هر آن چيزيست که در فيلم‌های هاليوود نشان داده می‌شود. و اين همه در کشوری که زنانش از قرنها پيش به دليل زيبايی طبيعی‌شان زبانزد بوده‌اند. زمانی، مسافری از غرب چنين نوشته بود: «زيبايی زنان ايرانی چنان خيره‌کننده است که هوش از سر بيننده می‌ربايد». امروز اما زنان ايرانی باور خود را به بی‌همتا بودن خويش از دست داده‌اند.

زنان ايران به دليل حجاب اجباری نمی‌توانند مانند زنان در کشورهای غربی ببالند. تنها چهره آنها، و بخش کوچکی از موی و پرهيب پيکرشان است که در برابر بيگانه به نمايش در می‌آيد.

دختران روپوش مدرسه می‌پوشند و حق ندارند آرايش کنند و حتی به ناخن‌هايشان لاک بزنند، يا موهايشان را رنگ کنند و يا حتی ابروهايشان را بردارند. همه اينها را اما آنها پس از دوران مدرسه جبران می‌کنند و چندان احتياط و حساسيتی هم در اين راه به خرج نمی‌دهند.

اگر کسی پولش را نداشته باشد، از روش‌هايی استفاده می‌کند که در آلمان بيمارگونه ارزيابی می‌شوند: مثلا همراه با غذا سرکه‌ای را می‌خورند که خودشان درست کرده‌اند تا چربی با اسيد جايگزين شود. علاوه بر اين در روز چندين ليتر آب می‌نوشند چرا که چربی بايد به اين وسيله از بدنشان خارج شود. به همه اينها يک ورزش شديدا مبالغه‌آميز نيز اضافه می‌شود. البته با موهای کاملا آرايش شده، صورت پودر و کرم ماليده و در فضايی که بوی عطر و ادوکلن گران قيمت آن را پر کرده است.

امير، يک مهندس پنجاه ساله از تهران می‌گويد: «فرقی نمی‌کند، در هر ساعتی که به پارک بروم، زنان چنان بی عيب و نقص به نظر می‌رسند که من هميشه از خودم می‌پرسم آخر اينها کی از خواب بلند شده‌اند؟ چنان بوی عطر می‌دهند که من برای دويدن در پارک يک شال با خودم می‌برم، حتی در تابستان. البته آن را دور گردنم نمی‌بندم، بلکه جلوی بينی‌ام می‌گيرم تا مرا از موج عطری که از سوی زنان متصاعد می‌شود، حفظ کند».

اگرچه تصور زنان ايرانی از زيبايی با تصوری که مأموران امر به معروف و نهی از منکر از اخلاق دارند، هماهنگی ندارد، ولی حکومت از اين نوع فرهنگ پرورش اندام حمايت می‌کند: در بسياری از پارکها دستگاه‌های پرورش اندام قرار داده شده‌ است و مربی مخصوص زنان وجود دارد که روزی يک ساعت آن هم رايگان به آنها تمرين می‌دهد.

اخيرا پارک‌هايی مخصوص زنان ساخته شده‌ تا چشم نامحرم به آنها نيفتد. در اين نوع پارکها زنان می‌توانند بدون حجاب حرکت کنند. نيروهای انتظامی برای اين پارکها زنان انتظامی را به کار می‌گمارد.

زنان ثروتمندتر اما پزشکانی را استخدام می‌کنند که برای آنها برنامه غذايی تجويز می‌کند. يک رستوران زنجيره‌ای در ايران از چندی پيش حتی سه وعده منوی غذای رژيمی برای بانوان طبقه بالا ارائه می‌کند. زنانی که از امکانات مالی کمتری برخوردار هستند، خودشان را در پلاستيک‌های مخصوص نگهداری مواد غذايی می‌پيچند و زير آفتاب دراز می‌کشند تا چربی بدنشان آب شود.

آن پوست سپيدی که روزی در ايران شيک به شمار می‌رفت، مدتهاست که از مد افتاده است. زنان طبقات مختلف در يک مسابقه بی‌پايان تلاش می‌کنند به مؤثرترين شکل ممکن خودشان را برنزه کنند و برای اين کار هيچ حد و مرزی نمی‌شناسند. مثلا يکی از موادی که می‌توان پوست خود را با آن برنزه کرد، مايه‌ای است که از ترکيب حنا و ماست به دست می‌آيد. در سال گذشته، مخلوط روغن زيتون و قهوه سريعترين راه برنزه شدن به شمار می‌رفت. يک راه ديگر که معجزه می‌کند اين است که در حال ماليدن روغن بچه به روی پوست، بر آن آب نمک پاشيد!

زنان ناجی غريق از مد برنزه بسيار نگران هستند چرا که زنان ساعت‌ها زير نور خورشيد دراز می‌کشند، بدون آنکه چيزی بخورند. اين کار اغلب به اختلال در گردش خون منجر می‌شود. ناجيان غريق در محل‌های شنا هميشه از بلندگو اعلام می‌کنند که بانوان بايد دست کم يک بار در ساعت دوش آب سرد بگيرند و به اندازه کافی مايعات بنوشند. آنها می‌خواهند با اين هشدار مجبور نشوند هر روز چند بار آمبولانس صدا بزنند. چند وقت پيش، جنون برنزه شدن تا آنجا پيش ‌رفت که خانم‌ها پس از کلی شنا کردن زير آفتاب، يک ساعت تمام هم روی نيمکت دراز ‌کشيدند تاحمام آفتاب بگيرند. البته چند نفر از آنها متأسفانه به شدت دچار آفتاب‌سوختگی شدند و حتی گفته می‌شود چند نفر هم جان خود را از دست دادند. هر زن ايرانی دوستی را می‌شناسد، يا دوست دوستش را، و يا دوستِ دوستِ دوستش را، که بدنش اين اندازه از آفتاب و گرما را نمی‌توانست تحمل کند. چندی پيش دولت دستور داد تمام اين نيمکت‌ها را، البته به دلايل بهداشتی، جمع کنند.

عمل زيبايی در ايران به يک کار روزانه تبديل شده است. هميشه و همه جا از آن حرف زده می‌شود. خيابان‌های تهران پر است از زنان و مردانی که يک چسب زخم روی بينی‌شان دارند. از آنجا که بسياری از ايرانيان دماغشان بزرگ است، عمل بينی به يکی از معمول‌ترين عمل‌های زيبايی تبديل شده است. در عين حال بزرگ کردن لب‌ها و برجسته کردن استخوان گونه‌ها و بزرگ کردن پستان‌ها نيز بسيار رايج است. رفع چربی بدن نيز بيش از پيش طرفدار پيدا می‌کند. از آنجا که عمل زيبايی با هزينه همراه است، حتی برخی پدران اتومبيل خود را می‌فروشند تا دخترشان بتواند دماغش را مانند مدل‌های مجله‌های زيبايی عمل کند.

آرايشگاه‌های زنانه و مردانه درايران جدا هستند. به همين دليل سالن‌های آرايش زنانه به استوديوهای زيبايی تبديل شده‌اند که زنان می‌توانند يک روز تمام در آنها بدون هر مشکلی بسر آورند. کم نيستند سالن‌های آرايش و زيبايی که حتی سه طبقه هستند زيرا اغلب پيش می‌آيد که همه مشتريان چند بار در هفته تمامی روز در آنجا می‌مانند. مثلا برای اينکه لاک ناخن‌های يک خانم بايد با لباس شب‌اش جور در بيايد. البته با اين شکل و شمايل آنها در مجالس بزم خصوصی و پنهان ظاهر می‌شوند.

اغلب بانوان موهای خود را مطابق الگوی غربی طلايی می‌کنند که متأسفانه با ترکيب رنگ موی زنان ايرانی، نه بلوند بلکه زرد می‌شود. از آنجا که خانم‌ها فقط می‌توانند چتری و جلوزلفی خود را از زير روسری به نمايش بگذارند، آن را با اسپری فراوان پوش می‌دهند و بالا می‌برند.

بالاخره همه چيز حاضر می‌شود: با پوست به شدت قهوه‌ای شده، وزنی به طور متوسط حدود چهل و پنج کيلو، آرايش خشک هاليوودی و کفش‌هايی با پاشنه پانزده سانتی واقعا هم زنان ايرانی با الگوهای غربی‌شان تقريبا هيچ تفاوتی ندارند. اما فقط تقريبا! چرا که زنان در غرب واقعا اين شکلی نيستند!

نظر شما دوستان ؟

+ نوشته شده توسط شهین در 88/02/02 و ساعت |

پاركها:

 پیش از انقلاب

 

 

 

پس از انقلاب

پارک پهلوی

پارک دانشجو

پارک فرح

پارک لاله

پارک کوروش

پارک شریعتی

پارک شاهنشاهی

پارک ملت

پارک ولیعهد

پارک ولیعصر

پارک شهباز

پارک هفده شهریور

 :ميادين 

پیش از انقلاب

پس از انقلاب

 

میدان شهیاد

میدان آزادی

میدان 28 مرداد

میدان استقلال

میدان فوزیه

میدان امام حسین

میدان سپه

میدان امام خمینی

میدان 24 اسفند

میدان انقلاب

میدان کندی

میدان توحید

میدان محمدرضا شاه

میدان جمهوری

میدان باغشاه

میدان حر

میدان فرحناز

میدان شمشیری

میدان ژاله

میدان شهدا

میدان کاخ

میدان فلسطین

میدان ولیعهد

میدان ولیعصر

میدان ۲۵ شهریور        میدان هفت تیر 

 :بزرگراهها 

 پیش از انقلاب

 

پس از انقلاب

 

بزرگراه شهیاد

بزرگراه آیت‌الله سعیدی

بزرگراه جردن

بزرگراه آفریقا

بزرگراه فرح‌زاد

بزرگراه آل‌احمد

بزرگراه شاهنشاهی

بزرگراه مدرس

 :خيابانها

 

پیش از انقلاب

 

پس از انقلاب

 

خیابان آیزونهاور

خیابان آزادی

خیابان تخت‌طاووس

خیابان مطهری

خیابان شاهرضا

خیابان انقلاب

خیابان تخت جمشید

خیابان طالقانی

خیابان ولیعهد

خیابان پاتریس لومومبا

خیابان سلطنت‌آباد

خیابان پاسداران

خیابان فرح‌آباد

خیابان پیروزی

خیابان کندی

خیابان توحید

خیابان شاه

خیابان جمهوری

خیابان کوروش کبیر

خیابان شریعتی

خیابان آریامهر

خیابان فاطمی

خیابان زاهدی

خیابان قرنی

خیابان تاج

خیابان ستارخان

خیابان ثریا

خیابان سمیه

خیابان سپهبد رزم‌آرا

خیابان فدائیان اسلام

خیابان کاخ

خیابان فلسطین

خیابان پهلوی

خیابان مصدق

خیابان بلوار پهلوی

خیابان میرداماد

خیابان چرچیل

خیابان نوفل لوشاتو

خیابان شهناز و شهباز

خیابان هفده شهریور

خیابان وزرا                  خیابان خالد اسلامبولی

خیابان اشرف پهلوی     خیابان دستغیب

خیابان تخت طاووس     خیابان مطهری

خیابان تخت جمشید    خیابان طالقانی

خیابان فرح                  خیابان سهروردی

خیابان نادرشاه            خیابان میرزای شیرازی

خیابان شاه عباس        خیابان قائم مقام فراهانی

خیابان بوذرجمهری       خیابان ۱۵ خرداد

خیابان دولت               خیابان شهید کلاهدوز

خیابان مجیدیه            خیابان حسن البنا

خیابان اختیاریه          خیابان شهید دیباجی

خیابان فرمانیه           خیابان شهید لواسانی

خیابان پسیان          خیابان مقدس اردبیلی

 منبع: انقلاب ۵۷

+ نوشته شده توسط شهین در 88/01/31 و ساعت |

گاهی دلم بهانه گیر میشود ...  بیتاب و دلتنگ ِ سایه ام میشوم ...  به بیابان میروم ! بو میکشم ... بوی خاک همیشه دلنشین و خواستنی است ... تسلایم میدهد ... در انتظار باران میمانم ...  و باران که بیاید، آنوقت خاک هم رنگ ِ دگری دارد و احوالی دگر ! ... همنشین خاک شدن هم حکایتی است ! اصلا یکجور دیگری است نشستن بر خاک ... انگار دیگر هیچ دلنگرانی با تو نیست ... دلت بهانه ی هیچ نمیگیرد ... هنوز هم نمیدانم این منم که شبیه خاکم یا این خاک است که شبیه من است ؟ ... هر چه هست گفته اند جنس من از خاک است و سرانجام گوشت و پوستم را میسپارم به همین خاک ! 

+ نوشته شده توسط شهین در 88/01/24 و ساعت |

 

بقیه در ادامه                                 نظر نمیدین؟


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط شهین در 88/01/24 و ساعت |

بقیه در ادامه


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط شهین در 88/01/24 و ساعت |

1 - دختر نيستيد 2 - هميشه خودتون هستيد (100 مدل آرايش نمي کنيد) 3 - فقط شما مي تونيد رئيس جمهور بشيد 4 - فقط شما مي تونيد بريد ورزشگاه آزادي و فوتبال ببينيد 5 - براي دعوا کردن به بابا يا داداش بزرگتر احتياج نداريد 6 - توي اتوبوس جاي بيشتري نسبت به دخترا داريد 7 - در کمتر از 10 دقيقه مي تونيد دوش بگيريد 8 - هر جور که حال کنيد لباس مي پوشيد 9 - در کمتر از 2 دقيقه لباس مي پوشيد و آماده مي شيد 10 - و مهمتر از همه اينکه شما هيچ وقت نمي ترشيد

  • مشخصات یه پسر خوب 
  • يک پسر خوب امضاء گواهي نامه اش خشک نشده به رانندگي خانمها گير نميدهد
  • يک پسر خوب تنها جوکهايي را بيان ميکند که مورد تائيد وزارت 1) ارشاد اسلامي2) وزارت بهداشت3) وزارت مبارزه با تبعيضات استاني و غيره باشد
    بقیه در ادامه .....
  • نظر شما


    ادامه مطلب
    + نوشته شده توسط شهین در 87/12/20 و ساعت |

    سينماگران هاليوودي به مدت يك هفته در ايران حضور خواهند داشت. بقیه عکس ها در ادامه ......


    ادامه مطلب
    + نوشته شده توسط شهین در 87/12/16 و ساعت |


    ادامه مطلب
    + نوشته شده توسط شهین در 87/12/15 و ساعت |

     در ادامه مطلب


    ادامه مطلب
    + نوشته شده توسط شهین در 87/12/15 و ساعت |

    عكس لاو

    عكس هاي لاو را در ادامه را ببنيد


    ادامه مطلب
    + نوشته شده توسط شهین در 87/12/12 و ساعت |

    به گزارش روزنامه سان ، الفى پسر 13 سالۀ انگليسي كه چهره‌اش او را بيش از 8 سال نشان نمى‌دهد از دوست دختر 15 سالۀ خود (چنتل) صاحب فرزند دخترى شد. آن دو وقتى ‌از موضوع مطلع شدند تصميم به سقط جنين گرفتند اما بعد پسرك فكر كرد بد نيست كه پدر شدن را نيز تجربه كند. الفى كه هيچ درآمدى ندارد و تنها گاهى اوقات حدود 10 پوند از پدرش پول تو جيبى دريافت مى‌كزده است به گفتۀ خود هيچگاه عواقب اين تصميم خود را نسنجيده بوده است. پسرك شرح مى‌دهد كه در سال گذشته زمانى‌كه تنها 12 سال داشته است براى ‌اولين بار ارتباط را با دوست دخترش تجربه كرده كه نتيجه‌اش چنين شده است. پدر الفى كه با اين چالش روبرو شده است اظهار مى‌دارد كه ديگر براى هر تصميمى دير شده است و تنها بايد مطمئن شد كه پسرش در اين سن به فكر بدنيا آوردن بچۀ ديگرى ‌نباشد. بقیه در ادامه مطلب .............

    دانلود فیلم در اینجا - کلیک کنید : تماشای فیلم جوانترین پدر و مادر جهان


    ادامه مطلب
    + نوشته شده توسط شهین در 87/12/05 و ساعت |

     


    ادامه مطلب
    + نوشته شده توسط شهین در 87/11/19 و ساعت |

    در ادامه...


    ادامه مطلب
    + نوشته شده توسط شهین در 87/11/12 و ساعت |

    اینور آب - اونور آب

    بقيه در ادامه....................


    ادامه مطلب
    + نوشته شده توسط شهین در 87/11/07 و ساعت |
    اتاق خواب بايد آرام‌ترين، و راحت‌ترين مکان خانه باشد.
    سؤالي كه در ابتداي كار ممكن است براي شما پيش بيايد اين است كه چطور مي توان اين كار را به درستي انجام داد. خيلي راحت ، فقط كافي است كه روش هاي توصيه شده را اجرا كنيد.

    1. اگر در اتاق خواب خود تلويزيون قرار داده‌ايد و عادت داريد در رختخواب به تماشاي برنامه‌هاي آن بنشينيد، بهتر است از اين به بعد ترک عادت کنيد. اينکار مانع از آن مي‌شود که خواب خوب و راحتي داشته باشيد. دستگاه تلويزيون را به اتاق نشيمن يا به يکي ديگر از اتاق‌هاي خانه انتقال دهيد.

    2. همين طور اگر ميز کامپيوتر خود را در اتاق خواب قرار داده‌ايد، باز هم به شما توصيه مي‌کنيم که آن را به اتاقي ديگر و يا به اتاق نشيمن انتقال دهيد. استرس و نگراني‌هاي کاري شما نبايد به حيطه اتاق خواب‌تان وارد شود. اين اتاق بايد محل آرامش و استراحت شما باشد.

    بقیه عکس ها در ادامه ...


    ادامه مطلب
    + نوشته شده توسط شهین در 87/10/24 و ساعت |

    از معلم ديني پرسيدم عشق چيست؟        

    گفت : حرام است

    از معلم هندسه پرسيدم عشق چيست؟

    گفت : نقطه اي که حول محور نقطة قلب جوان ميگردد

    از معلم تاريخ پرسيدم عشق چيست؟

    گفت:سقوط سلسله ی  قلب جوان

    از معلم زبان پرسيدم عشق چيست؟

    گفت:همپاي love است

    از معلم ادبيات پرسيدم عشق چيست؟

    گفت : محبت الهيات است

    از معلم علوم پرسيدم عشق چيست؟

     گفت : عشق تنها عنصري است که بدون اکسيژن ميسوزد

    از معلم رياضي پرسيدم عشق چيست؟

     گفت:عشق تنها عددي است که هرگز تنها نيست

    از معلم فيزيک پرسيدم عشق چيست؟

    گفت:تنها آهن ربايي است که قلب جوان را به سوي خود ميکشد

    از پزشک پرسيدم عشق چيست؟

    گفت : نوعی بیماری است که میکروب آن از طریق چشم وارد بدن می شود !

    اما به نظر من عشق تپه ایست که هر کره خری روزی از آن بالا می رود . چه در ۱۰۰۰ سال پیش چه در ۱۰۰۰ سال دیگر . و عشق ورزیدن هنر نیست .

     

    + نوشته شده توسط شهین در 87/10/22 و ساعت |

    همیشه دانستن دقیق سن بازیگران معروف برای جوانان کشورمان جذابیت خاصی داشته است به همین خاطر گزارشی از سن و محل تولد این عزیزان تهیه نموده ایم........................ ادامه


    ادامه مطلب
    + نوشته شده توسط شهین در 87/10/01 و ساعت |

    عکس این دو پرنده در کشور اکراین گرفته شده است. میلیون ها نفر در کشور آمریکا و اروپا با دیدن این عکس ها گریه کرده اند. عکاس این عکس ها آنها را به بالاترین قیمت ممکن به روزنامه های فرانسه فروخته است و تمام نسخه های روزنامه در روز انتشار این عکس بطور کامل فروخته شده است. 

    لطفا جهت مشاهده ادامه عکسها بر روی "ادامه مطلب" کلیک کنید.

     


    ادامه مطلب
    + نوشته شده توسط شهین در 87/09/21 و ساعت |

    در ادامه بیشتر ببنید


    ادامه مطلب
    + نوشته شده توسط شهین در 87/09/12 و ساعت |
    نظر نمی دین
    + نوشته شده توسط شهین در 87/09/04 و ساعت |

    بقیه عکس ها در ادامه


    ادامه مطلب
    + نوشته شده توسط شهین در 87/09/04 و ساعت |

    بقيه در ادامه


    ادامه مطلب
    + نوشته شده توسط شهین در 87/08/08 و ساعت |

    نظر شما؟

    + نوشته شده توسط شهین در 87/08/04 و ساعت |

    مي گن با احساسات لطيف که نميشه زندگي کرد!و يا خيلي چيزاي ديگه ميگن.اما اين گفتنا همش يه بهانه ست.بهانه اي ازجنس ناباوري.ازجنس اون چيزيکه نمي ذاره حرفاي قلبامونو بگيم!بياييدباورکنيم که اگه اسمون قلبامونم مثل اسمون شهرمون تيره شده وديگه ابي نيست اما اصل؛زمين قلبامونه که بايدهميشه خون عشق توش جريان داشته باشه.کسي چه ميدونه شايد هممون يه روز به اين باور رسيديم ..

    همون تنهاترينم که دلم رو به عشق تو سپردم

                                                            تو همون اميد بودنی که به اميد تو هنوز نمردم

                                    من همون خيلی ديوونم که هميشه عاشقت ميمونم                                   

                            تو همون معشوق نابی که روز و شب اسمتو ميخونم

                   من همون خسته ترينم که ديگه طاقت دوريتو ندارم

           تو همونی که آرزومه دست تو دست گرم تو بذارم

    من همون دريای دردم که ميخوام دورت بگردم

                                                          تو همونی که اگه بخندی منم با خنده هات ميخندم

                                                          من همون عاشق ترينم که اگه بخوای واست ميميرم

                                          تو همون فرشته نجاتی که يه روز ميای و نميذاری من بميرم

                                                من همون بدون ماهم که حتی ستاره هم ندارم

                           تو همون ماه و ستارم که با تو ديگه هيچی کم ندارم

                                  تو هوای تازه عشق نفسم داره ميگيره

            عاشقم اما از اين عشق دل من داره ميميره

    فاصله را تو یادم دادی.وقتی با لبخند.دور شدی از من
    عکاس بهتر از ما فاصله را می‌فهمید.تو در عکس نیستی
    فاصله یعنی تو .امااگر شاید،اما گناه من نبود
    اگر تو را برای من ننوشتند
    شاید من اشتباه کردم
    اما اگر شاید نبود
    حتما گناه من نبود
    تو را با فاصله برای من نوشتند            

     گوهر خود را مزن بر سنگ اگر نالایقی صبر کن پیدا شود    

    + نوشته شده توسط شهین در 87/07/13 و ساعت |


    Powered By
    BLOGFA.COM





    Google


    در كل اينترنت
    در اين سايت

    سایت اموزش ایرانیان

    آمار از 7/12/87 free counters